دیوانه ها....قسمت 21 و 22....کاری از دیوانگان عزیز...
از آنجایی که ما کمی سر مان شلوغ شده است....و از آنجایی که کمی چشمه مان خشکیده است و از آنجایی که کمی آدم بیخود و جدی شده ایم و از آن جایی که کلا در نوشتن طنز کمی فقط کمی ..دارم می گویم کمی کم آورده ایم و از طرف دیگر از آن جایی که دوستان بسیار زیادی داریم و از آن جایی که این دوستان گاهی وقت ها لطف می کنند و از آن جایی که این دوستان چشمه شان می جوشد و از آن جایی که گاهی وقت ها طنز نویس می شوند و ازآن جایی که برای ما تند و تند نوشته های زیبا...گفت و گو های خواندنی و شنیدنی و مطالب بسیار زیبایی میگ ذارند و از ان جایی که ما شعور احترام به خواننده ای که برای ما مطلب می گذارد را داریم تصمیم گرفتیم که مطلب دو تا از دوستان عزیزمان را بگذاریم تا هم ما ..هم شما ... و هم خودشان خرسند شده...لذت برده و حال نماییم!!!!!(چون چندین عدد فاعل و نهاد و مفعول و داریم و جمله طولانی شد واقعا نمی دانم باید با چه فعلی به پایانش ببرم!!!)
از این دو دیوانه بزرگ تشکر می کنیم...
دیوانه ها...قسمت 21....کاری از کورش کبیر(با نام مستعار سحر!)
ما هیچ وقت با الو شروع نمی کنیم پس :
- بله بفرمایید ...
- وای ! سلام چه عجب آنتن داد ... !!! شما که اینقدر با کلاس شدین که دیگه نمیشه پیداتون کرد ...!؟! چراشو دیگه فکر کنم بیمارستانا (یا همون تیمارستانا ) بهتر بدونن ... مگه نه ...؟؟؟!!!
- آره به خدا راست میگی ! به هر حال خودت هم می دونی دکتر بشی این دیوونه بازی ها هم داره و بهتر از این هم گیرت میاد تو ای اوضاع قشنگ مشنگ ... !!!
- وای دکتر جووووون به دادم برس که ...
- چی شده دوباره شپش زدی ؟؟؟؟؟
- نه ، دکی جون . شپش مال دفعه قبل بود که به دلیل مصرف بی رویه شامپو ایجاد شد . !!!!
- احمق زاده جان شامپو و شپش ، زمین تا زیر زمین با هم فرق داره ...
- جدا .؟؟؟؟ پس مشکل من چی بوده ...؟؟؟
- نمی دونم ولی خوب شامپو می تونه شوره بیاره ( تو موهای نداشتت !!!)...
- اوه !... یادم اومد کک مک تو سرم غلت میزد ... اون هم به خاطر شامپوی فوق العاده ای بود که این داروسازه واسم ساخته بود ... !!!
- اصلا تو منگل ، مگه اسمشو بلدی ؟؟؟
- نه به خدا ...! نمی دونم صحت بود ؟! داروگر بود ؟! ریکا بود ؟! ولی بیشتر فکر کنم کف بود که یه خورده برف هم بهش اضافه کرد ، شد معجون توت فرنگی ...!!!!!!!!!؟؟؟
- چقدر تو ابلهی ...توت فرنگی ؟ توی سرت ؟ واقعا دیوانه ای ...!!!
- اگه نبودم که اینجا نبودم ..!!!!
- مگه الان کجایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- به خدا نمی دونم ولی میگن ایرانه !!! تو می تونی بازم بپرسی (برای اطمینان ) ...!
- خیلی خوب حالا دردت چیه ؟؟؟
- آی راستی یادم رفته بود ... واااااای نگو که دارم می سوزم ...
- مگه جایی آتیش گرفته ؟؟؟ پس چرا ما خبر دار نشدیم ؟؟ البته زیاد هم دست اول نبود چون از این اتفاقا زیاد میافته... مخصوصا واسه شما که تو جنگلید ..!!!
- میشه توضیح بدی جنگل دقیقا کجا میشه ؟؟؟؟
- نه ...!!!نمی دونم ،چون من جغرافیا نخوندم . حالا چرا داری می سوزی ؟؟؟
- وای نگو که داره می سوزه ...
- کجا ؟
- اون جا !!!!
- که دقیقا میشه کجا ؟؟؟؟؟؟
- به خدا دقیقشو نمی دونم ولی بچه ها تهرون گفتن google map نشون میده...
- چی ؟؟؟
- Google map
- نه احمق دیوانه ...
- این که هستم ...!!! پس چی ؟؟؟
- چه چیزی را نشان می دهد ؟؟
- به به . ادب و ادبیاتمان آغاز گری چون تو داشته باشد نیکوست ...!!!
- احمق کجا سوخته ؟؟؟
- کیک تولد خواهرم ...
- چه ربطی به تو داره ؟؟؟!!!...
- اومدم از فر درش بیارم سوختم ..!!!
- با چی ؟؟؟؟؟؟
- با گاز ...
- چه جور گازی بود ؟؟؟
- نمی دونم به خدا . ، ! ؟ استیل البرز ؟، قاینار خزر ؟، پارس خزر ؟، شهاب ؟، ولی فکر کنم عقیق .!!!
- عقیق دیگه چه مارکیه ؟؟؟؟
- این هنوز مارک نیست !! ولی قرار شده در آینده ای نه چندان نزدیک یه مارک بسازن که بهش میکن عقیق ...
- مارک رو نمی سازن دیوانه ...
- این که هستم ...!! پس چی ؟؟؟
- فکر کنم اگه بخوابی خوب بشی .
- واااااااااااقعا دکتری ها !! ای ول گل کاشتی ...!! ولی دکتر جون این دارو خارجیه این جا گیر نمیاد میشه مشابهش یه چیزی تجویز کنین که ایرانی باشه تا ما هم بتونیم وطن پرستی کنیم ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
- خوب پس چای نبات تجویز می کنیم ... احتمالا سردیتان کرده ... (!!!!!!!)
- آقا ما بریم بخوابیم سنگین تر میشیم ...
- مگه الان چند کیلویی ؟؟؟
- نشمردم ...
- چیو ؟؟؟؟؟؟؟
- قدمو ..!!!!!!!
- مگه رو وزن تاثیر داره ؟؟؟؟
- آره میگن آدمو لاغر می کنه ، البته اشتباه نشه گاهی مواقع هم چاق می کنه ...!!!
- مرسی . ، و شبت روز بشه الهی ...
- و مرسی شما آقای دکتر با این همه زحمتی که می کشی ... مراقب باش تو رو خدا یه وقت خسته نشی ..!!!
این رو نوشتم تا وضع ناجور مارک دونی ایران رو به تصویر بکشم تا دیگه بفهمید با وجود این مارک ها واقعا حق دارن داروی خارجی وارد نکنن !!!!!!!!!!!!!
خب بنده های خدا گناهشون چیه می خوان پیشرفت کنن ..!!!!!!!!!!!!
به خاطر همین می شینن تو خونه این پا رو می ذارن رو اون یکی پای مبارک ، آب پرتقال می خورن و در این اندیشه که چگونه می توان اوضاع اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، علمی ، ادبی ، قصه گویی ، خاله بازی ، گرگم به هوا و ... خلاصه کشور رو از همه لحاظ ارتقا ببخشید واون وقته که به حقیقت باید نثار روح و جان مبارکشان کنیم :
دست گلتون درد نکنه ...!!!
و دیگر هیچ ...!!!
دیوانه ها قسمت 22 ام...کاری از پسر باکره با نام مستعار علی...
یه روز برفی که افتاب میزد پس کله علی.علی تو حیاط دیونه خونه جلسه فلسفه گذاشته بود برا دیوانه ها:
علی:اقایون و خانوم ها حالا میرسیم به تمثیل غار.غار حرا غار علی صدر .غار خونه ما .همه اینا در جمع میشن تمثیل غار.یه روز که افلاطون نشسته بود تو غار.بیرون غار سقراط و ارسطو داشتن فوتغار بازی میکردن که توپ میخوره تو سر دکتر آژی دهاک. دکتر هم شاکی از همه میگه یک هفته از دیازپام خبری نیست...
دکتر آژی دهاک:هوی چیکار میکنی؟
علی:دارم فلسفه درس میدم دیگه دکتر فلسفه مابعد و ما قبل تاریخ
_کی گفته اینارو اینجا جمع کنی؟نمیدونی جمع بیشتر از 2نفر ممنوعه؟
_مگه حکومت نظامیه.؟
_نه خیر نظامی حکومته!
دیوانه ها:بابا دکتر بذا حرفشو بزنه دیگه تازه رسیده بودیم به بخش ولایت فقیه در اسلام.
دکتر:در این دیوانه خانه این حرفا؟؟؟نمیدونین من آلرژی دارم؟
علی:چی داری؟
دکتر:آلرژی؟
علی:به منم بده.منم میخوام
دیوانه ها:علی آلرژی رو که به کسی نمیدن کسی رو میدن به آلرژی.بعدشم تو داشتی به بخش حقوق زن در اسلام اشاره میکردی ها
علی:اتفاقا این بحث بسیار شیرین هست بخش قیام حسین از این جا باس شروع کنیم که حسین روز 22دی از ایران فرار کرد و بعدش شاه مظلوم رو در دشت کربلا سر بریدن البته قبل ار این کار اورانیوم غنی شده رو بستن روی شاه و اهل بیت مظلومش لشگریان خمینی .بعدشم مختار اومد تو تلوزیون و شد اسطوره فلیم سازی.
دکتر:تو چرا همه چی رو قاطی کردی هووووووووووووووی.
علی:به بخش جالبی اشاره کردید.بخش قاطی.این بخش برمیگرده به خودکشی صادق هدایت و قیام مردم قم و کوتای 28مرداد و شعبان بی مخ.بنده اردت خاصی به شعبان بی مخ دارم چون اقای هیتلر المانی بودن و من از کشور فرانسه خوشم میاد.
یکی از دیوانه ها:تکبیر
دیوانه ها:الله اکبر/برف اومده تا کمر/.
دکتر:حافظم بگو دیگه مولوی و خیام و سهراب و شاملو بگو دیگه همه رو گفتی
علی:باز هم به بحث جالبی اشاره کردید حافظ .بنده سر پل حافظ بودم که بارون اومد مردم گفتن:از دست این حکومت/اشک خدا دراوومد.
در همین حال در مولوی میگفتن:نصر من الله و فتح و غریب/مرگ بر این دولت مردم فریب.بعدش سهراب هم اومد تو تلوزیون گفت اقا اصلا کی گفته وضعمو اوضامون بده؟بنده اهل کاشانم روزگارم بد شد از اون جایی که یارانه هارو ورداشتن شاملو هم پیامک زد که جاسوس خودفروخته رفتی تو تلوزیون و داری اخبار میگی؟
بابا دروغ چرا تا قبر آ آ آ /پول کم تر میدن پیس اف امریکا...
دکتر:علیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
علی:ها.؟
دکتر :بیا برو تو اتاقت و بشین پاسورت رو بازی کن مگه سرت درد میکنه.؟
علی:پاسور حرامه دکتر سر من درد میکنه برای سر دردی
دکتر:..............(فحش ناموسی)
علی:با من بودی.؟هان؟دیوانه های محترم گیتار و جازو وردارید کنسرت داریم
دیاونه ها :کدوم اهنگ؟
علی:به من فحش نده بدی حشری میشما/کی با ما را میایی جون مادرت؟
دکتر:ای کاش ایکاش ایکاش قضاوتی در کار بود
علی:یعنی چی؟
_ای کاش ای کاش ای کاش قضاوتی در کار بود
کاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااات
.
.
.
این دو گفت و گو در همین مکان و همین زمان به پایان می رسند..
.
ینندگان و شنوندگان و خوانندگان و دیوانگان عزیز..امیدواریم از این قسمت لذت برده باشید...تا برنامه آینده امیدوار باشید و مثبت..!!
لطفا در مدت کوتاهی که در این دیوانه خانه هستید "انسانیت" را زیر پا گذاشته و قدم به دنیای "دیوانگان" بگذارید...