یک پست خیلی خیلی خیلی خیلی ویژه....تقدیم به تمام خوانندگان این وبلاگ...
خانم ها....آقایان...دوستان....همراهان....عزیزان و از همه مهم تر دیوانگان عزیز..
امروز در اینجا جمع شده ایم تا به افتخار اولین سالگرد تاسیس این دیوانه خانه جشن بگیریم...امروز 4 تیر1390 است و دقیقا سال پیش همین موقع ها بود که این مکان به صورت کاملا ناگهانی افتتاح شد...و جا دارد که در این قسمت قبل از آغاز جشن از همه دوستانی که در طول این یک سال با نظرات...پیشنهادات...انتقادات(جانم؟!)....و حضور گرمشان به من دلداری دادند و من را برای پایدار ماندن این دیوانه خانه در این روزگار بحران زده که مانند کشتی به گل نشسته در تلاطم دریا ها می باشد یاری کردند تشکر کنم!
از ویونای سابق یا ارشیدای حاضر که اولین دوست وبلاگی من در طول تاریخ وب نویسی من بود و از زمان وبلاگ دیازپام ده با من همراه بود...از سیمای عزیزی که خیلی وقت است دیگر به اینجا سر نمی زند اما طعم تلخ خواب با دود سیگارش هنوز در فکر و یاد من است...از بهمن خان عزیز که سوته دلانش را خیلی دوست دارم.....ازبرادر آرمین خان...یکی از دیوانگان کاریکاتوریست ما که خیلی بر گردن این دیوانه خانه حق دارند....و از حسام یک سامورایی که گاه گاهی نت فالشش به صدا در می آید تشکر کنم...
یا دوستان خوب دیگرم برادر بیل که تارانتینوییسم از سر تا پای نوشته هایش در حال ریزش است و برادر گرامی اش باد که به طرز عجیبی ناپدید شده اند اما مدت بسیار کوتاهی جزو دیوانگان ما بودند...جناب استاد مجید قبادی که انقدر درگیر تمرین و نمایش و بازیگری تئاتر هستند که دیگر ما را فراموش کرده اند و از برادر ایمان منتقد بزرگ سینما که جدیدا نشان داده است طنز نویس بسیار خوبی هم است تشکر می کنم..
از خواهران دوقلوی مهشید و مهشادی که از همان ابتدای راه با من بودند و همیشه سبز ماندند و از برادر گرامی حسین رهای قمار باز عزیز که ایشان هم زیر پوستی سبز مانده اند......و خواهر آن شرلی عزیز که تقریبا ماهی یک بار مورد هجوم فیل ها قرار می گیرد و همچنان پایدار و استوار باقی مانده است...و از کولی عزیز که همچنان در بعد سومش گیر کرده است(تشکر ویژه از خواهر کولی به خاطر آلبوم موسیقی پیشنهادی که بسیار شنیدنی بود!خیلی ممنون!) و از گره مویی که خیلی وقت است که باز نشده است تشکر کنم...
از اهورا مزدا سوزیانا 59 عزیزی که بعد از حمله فیل ها هیچ گونه خبری از او ندارم و امیدوارم اگر این وبلاگ را می خواند نظری بگذارد یا اگر کسی از او خبری دارد من را بی خبر نگذارد..از برادر چیز نویس عزیز که قلم بسیار خوبی در همه زمینه ها ازنوشتن داستان به سبک صادق هدایت گرفته تا نوشتن کاریکلماتور به سبک زنده یاد پرویز شاپور و نوشتن گفت و گو به سبک دکتر آژیدهاک دارد...و یا از داداش طاهای عزیز که همچنان منتظرم تا بازگردد و با پست های سینماییش من را خوشحال کند..و از تیله دوست داشتنی که خیلی وقت است دیگر طعم زرشک پلو با کچاب را نچشیده ایم تشکر می کنم..
از فاخته یکی از دیوانگان ارجمندمان که باعث شد تا کلی عکس دیدنی داشته باشم....و از مترسک عزیز که همیشه حضور دارد اما خیلی وقت است که دیگر وبش را آپ نمی کند....و پدیده ی چپ دست گرفته تا شرق بهشت که این دو نفر آخری بسیار کم پیدا شده اند..یا از شاه پریای ویلن نواز و شاعرمان تشکر می کنم..
از برادر علی ملقب به پسر باکره که ارادت ویژه ای نسبت به ایشان دارم و جایگاه والایی در قسمت دیوانگان دارند و از شاهزاده ابله که بسیار دل تنگش شده ام....و از شیمیدان دیوانه که گاه نوشت هایش به گاه حضور! هم تبدیل شد و از نهنگ و اختاپوس صورتی که همواره در دیوانه خانه حضور داشتند و پارمیدا مهربان و فاطمه عزیز که شعر نوشت و دل نوشت های زیبایی می نویسد...
از جناب مرد عوضی عزیز که امیدوارم سالم و سلامت باشد و از عسل عزیز که شاعر فوق العاده ای است و اهورایی مانده است و از دیوانه ترین مرد روی زمین و "بو" گفتن هایش! و از پری کاتب عزیز که هنوز هم شرمنده ام که لینک آهنگ کیوسک را برایت پیدا نکردم و یا از مینای عزیز که به صورت ناگهانی دوباره پیدا شد تشکر می کنم..
از رهگذر عزیز که همیشه از دیوانه خانه ما میذرد و از آزاده ی عزیز یا مستشار خودمان و نیلوفرعزیز که خیلی نقاشی های زیبایی می کشد و یا از کتایون عزیز که همچنان با آزادی کامل در حال سرودن شعرهایش است و شیوای عزیز که خیلی وقت است کم پیدا شده است و یا از 7عزیز که سکانس هایش میزانسنی بی نظیر دارد تشکر می کنم...
از جناب آقای علی لرستانی عزیز و یادداشت های غاریش و از سحر عزیز(نوه خودمان) و شعر های زیبایش و یا از جناب ولگرد شب که ایشان هم شاعر بسیار خوبی هستند و از عشوه گر لعنتی دوست داشتنی و از نیلوفرجان و احساسی که همیشه در نوشته هایش جاری است و از ترنم عزیز که فکر کنم الان شب شعر باشد تشکر می کنم...
از فاطمه عزیز که خیلی معذرت می خواهم که کم پیدا شده ام و از یک راهجوی هنر که ما را گلباران کرده است و از گرگینه عزیز و ری رای عزیز و خانم مارپل دوست داشتنی که این ۳ نفر آخری بسیار کم پیدا شده اند و دلتگشان شده ایم..
از دختر نپتونی عزیز و از تبسم عزیز که نوشته ها و جملات فوق العاده زیبایش را به همراه توت فرنگی های وحشی تقدیم خواننداگش می کند و از مژگان عزیز که بسیار ادبی تحلیل می فرمایند و همیشه در حال تمرین موسیقی هستند و یا بیییب! عزیز که وبش هم مانند نامش بامزه است و از نگار عزیز که به تازگی سخنان گاندی نویس شده اند تشکر می کنم...!
از جناب استاد کفتر منش و چرتگاهشان و از ترنج عزیز که خیلی وبش را دوست داشتم و دارم و کلی پیشنهاد خوب برای من داشت و دارد! و از غزل عزیز که متاسفانه امسال فوت کرد و امیدوارم که روحش شاد باشد و از نجمه عزیز که فیلم های شاهکار سینما را با شعر های بسیار خواندنی اش معرفی می کند بسیار تشکر می کنم..
از یک هویت جعلی که اختلالاتش را برایمان می نویسد و ازکسی که شماره اش را به هیچ کس نمی دهد! و از ارغوان عزیزی که همیشه روی نیمکت دیوانه خانه نشسته است و از خواهر فروغ و صندلی لهستانیش و از تهمین عزیز و وبلاگ بسیار مفید و خواندنی اش که کلی اطلاعات مفید را بر دانسته هایمان اضافه نمود تشکر می کنم..
از کافه باران عزیزی که تبدیل به یک مرده شور خانه شده است و "این از این" گفتن هایش را بسیار دوست می دارم و گرد آفریدعزیز که افشاهای سینمایی اش را رو می کند و از کدو تنبل گرامی که به تازگی به جمع دیوانگان پیوسته است و از ویدای دوست داشتنی و آرزو یک دیوانه محض نیز تشکر می کنم..
و دوستان خوب دیگرم بغض هزار ساله گرامی و جناب آقای آرش عیسی زاده عزیز و پسری با پلاک فروهر عزیز(دستتون درد نکنه ...تا آخر شب کلیپ را دانلود می کنم!) و از بیتای عزیز هم که خیلی برای تئاتر چناب پارسا پیرزوفر تلاش کرد تشکر می کنم..
عزیزان و دیوانگانی هم داریم که وبلاگ ندارند اما همیشه حضور دارند ...
س.ن عزیز که همیشه یار وبلاگ من بوده است و یه دختر به گفته خودش نصف کامنت های وبلاگ من مال اوست!..آرتمیس عزیز که برنده یک عدد یخچال فریزر شده اند! و فریبای عزیز که در غم رفتن کاوه آفاق از ایران بود! و حالا خوشحال است و دوستان همیشگی دیگرم سوفکل و شاداب هم تشکر می کنم..
و خیلی از دوستان و دیوانگان دیگری که ممکن است به خاطر ضعیف بودن حافظه نامشان را فراموش کرده باشم تشکر می کنم که هیچ وقت وبلاگ من را تنها نگذاشتند...
یک تشکر ویژه و اختصصاصی هم از خدا دارم و امیدوارم همان گونه که من وبلاگ او را می خونم او هم وبلاگ من را بخواند....
امیدوارم که در طول این یک سال اگر کدورتی پیش آمده بود کاملا رفع شده باشد یا اگر من نظری را با تندی جواب داده ام به بزرگواری خودتان بخشیده باشید..
دوستان عزیز و دیوانگان گرامی....سخنرانی دیگر بس است...
بهتر نیست جشن را آغاز کنیم؟!
لطفا در مدت کوتاهی که در این دیوانه خانه هستید "انسانیت" را زیر پا گذاشته و قدم به دنیای "دیوانگان" بگذارید...